۱۹ مهر ۱۳۸۹






حالا که گذشته از بوته های کشیده شمشاد

سرانگشتانم

می دانم ... پشت دریای سیاه  و سرد تابستان

نه خانه گرمی است برای "فاطمه"

نه انتهای رنگین کمان

...

این روز ها

نه از ماهی ظهر جمعه شکایتی دارم

نه از پسر بودن "آرش"

فقط...


ای سرگردان قا صد ک                          

اگر عاقبت رسیدی           

...!

به اجداد شاپرکهایی که گرفته بودم برسان

حلالم کنند

در عالم کودکی

شا پرک های زنده

بهترین عروسک های دنیایند



۱ نظر: